... به نام او که هر چه داریم از اوست
داد زد و بد وبیراه گفت ، خدا سکوت کرد . آسمان و زمین را بهم ریخت ، خدا سکوت کرد . جیغ زد و جار و جنجال راه انداخت ، خدا سکوت کرد . به پر و پای فرشته و انسان پیچید ، خدا سکوت کرد . کفر گفت و سجاده دور انداخت ، خدا سکوت کرد . دلش گرفت و گریست و به سجاده افتاد . خدا سکوتش را شکست و گفت : ( عزیزم اما یک روز دیگر هم رفت . تمام روز را به بد وبیراه و جار و جنجال از دست دادی ، تنها یک روز دیگر باقی است . بیا و لااقل این یک روز را زندگی کن . ) لا به لای هق هقش گفت : اما با یک روز ! با یک روز چه کار می توان کرد ؟! هرکجا هستم باشم اسمان مال من است پنجره .فکر .هوا عشق. زمین .مال من است چه اهمیت دارد گاه اگر رویند قارچهای غربت پ.ن ۱.امتحانای مونا داره شروع میشه از من خواست تا بیام و بهتون التماس دعا بگم ۲.اومدم حال و هوای اینجا رو عوض کنم که وقتی بر میگرده دوباره.... ۳. دیگه مونا جون کاری بود که از دستم بر میومد
ادامه مطلب
![]()
| Design By : Night Skin |
